آره...من از همین نسل سوخته ام که با Nothing else matters متالیکا بزرگ شد،
تو هیاهوی LP احساس آرامش کرد،
با Evanescence عشقو شناخت،
با Behind Blue Eyes اشک ریخت،
I walk this empty street رو فریاد کشید،
همون نسلی که صادفانه تلاش کرد "Imagine" رو تصور کنه، اما نتونست.
Imagine there’s No countries
It isn’t hard to do
Nothing to kill or die for
And no religion too
آره، من از همون نسلم.
همون که این همه سال امید بست،
اعتماد کرد،
خندید،
فریب خورد،
دفاع کرد،
گریه کرد،
کتک خورد،
افسوس خورد...
Is there anybody in there?
Just nod if you can hear me
همون که هنوزم امید داره،
هنوزم بعضی وقتا دلش تنگ میشه.
she’s hanging
All her hopes on the stars
همون نسلی که بزرگ شده،
پیرتر، پخته تر،
همون که باید تمام عمرشو درس بخونه،
Not for any
Mortal sin but
The wickedness of
My abhorrent face
همون که بین همه ی بدبینی ها، همه ی تحقیرها، همه گناه ها ایستاده و سکوت کرده.
I’m so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
من خسته ام،
می فهمی؟! خیلی خسته.
دیگه از دست دادن Grammy و VMA ناراحتم نمی کنه.
دیگه واسه ندیدن Fashion Show جدید حرص نمی خورم.
دغدغه هام، آرزوهام، بزرگ تر شدن،
خیلی بزرگ تر،
حتی اگه راهی واسه رسیدن بهشون نباشه.